أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
58
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و با وى كس نماند الّا تنى چند معدود كه باستادند تا خداى تعالى ايشان را فتح و ظفر داد خداى تعالى ايشان را بر سبيل توبيخ گفت : [ لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ] چرا ميگوئيد چيزى كه آن نميكنيد ؟ ! گفتيد كه : اگر بدانيم كه كدام عمل بهتر است ؛ ملازم آن باشيم جان و مال فدا كنيم ، اكنون كه معلوم شد كه جهاد است اقدام نكرديد و ناستاديد « 1 » و پشت بر هزيمت كرديد تا رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را سنگ بر روى زدند ، و دو دندان مبارك وى بشكستند . كلبى گفت : چون مؤمنان طلب بهترين اعمال كردند اين آيت آمد كه : [ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ . ] مدّتى بر اين ماندند ؛ و اين آيت را بيان نيامد ، گفتند : يا ليت كه بيان آيت آمدى تا در آن بجان و مال مضايقتى نرود « 2 » چون وقت درآمد و غزاة أحد پيش آمد و وقت حاجت بود خداى تعالى بيان كرد و گفت : تؤمنون باللّه و رسوله و تجاهدون فى سبيل اللّه بأموالكم و أنفسكم ؛ چون در حرب رفتند و بناستادند و بگريختند خداى تعالى اين آيت فرستاد [ لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ] سعيد بن المسيّب گفت : مردى بود مشرك ؛ رسول ( ص ) را و مسلمانان را رنجانيدى به زبان ؛ روز بدر صهيب وى را بكشت رسول را از كشته شدن وى خبر دادند خوشدل گرديد گفت : وى را كه كشت ؟ - از ميان قوم يكى گفت كه : من كشتم عمر خطّاب و عبد الرّحمن عوف گفتند : دروغ ميگويد ؛ وى را صهيب كشته است ، صهيب حاضر بود ؛ وى را گفتند : چرا نگوئى كه : من كشتم ، گفت : من وى را براى خداى تعالى كشتم براى آن نكشتم تا از آن لاف زنم و باز گويم ، رسول ( ص ) صهيب را گفت : تو كشتى ؟ - گفت : آرى يا رسول اللّه ، خداى تعالى اين آيت فرستاد [ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ] و آيت اگر چه بسببى خاصّ فرود آمده است مراد « 3 » از وى
--> ( 1 ) - مخفّف « نايستاديد » است و در بعضى نسخ : « نكردى و نايستادى و پشت بر هزيمت كردى » و اين نسخه مطابق استعمال ابو الفتوح ( ره ) است از وضع مفرد بجاى جمع چنان كه مكررّ اشاره كردهايم . ( 2 ) - نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است « مدّتى برين بماندند و بيان نبود مسلمانان ميگفتند : كاشكى ما دانستمانى كه آن چيست تا بجان و مال بخريدمانى » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « امّا حكم و مراد » .